تبليغاتX
نوشـــته های یـه مــامـان


نوشـــته های یـه مــامـان

خـــــونه ی مامان نی نی

سلام به همه

بازم ماه رمضون اومد .........

ماه  مهربونی و یکرنگی ... ماه دعا و توبه های چند باره ... ماه احساس فرشته ها... ماه ماه ( به قول نجف زاده )

بازم سحری خوردن های هول هولکی یا روزه های بی سحری ... و چیدن سفره های افطاری با دل ضعفه  

شنیدن اوای خوش ربنا و لحظه شماری برای اذان مغرب

نماز و روزه هاتون تو این ماه قبول باشه و ما رو هم دعا کنین

نوشته شده در پنجشنبه 1386/06/22ساعت 0:52 توسط سایه - مامان نی نی| |

سلام به همه

بازم تو مسافرت تونستم اپ کنم

این روزا نی نی کوچولو اونقدر وروجک شده که نگو ! جلوی مهمونا مثل یه دختر خوب و با ادب و متین ساکت و ارومه ولی بعد اونقدر جیغ و ویغ میکنه که من مهربون  گاهی سرش داد میکشم !

نی نی وروجک !!

این جوری به قیافه اش نگاه نکنین خیلی وروجکه !  هر چی میبینه با تمام توانش تلاش میکنه تا بدست بیاره و اگه نتونه ما رو وادار میکنه که بهش تقدیم کنیم !

الانم دو تا دندون کوچولو داره که همه اش سعی میکنه اونا رو با انگشت من امتحان کنه !!!

خیلی راحت هم می تونه بشینه .

اما هنوز نمی تونه چهار دست و پا بره ... فقط مثل پرگار دور میزه !

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/06/12ساعت 16:6 توسط سایه - مامان نی نی| |

یادتونه ......

وقتی که بچه بودیم از همه چیز گنده تر و خوشگل تر و بهتر رو  ور چین میکردیم !!!!!!!!! با اینکه همیشه نصفش رو که می خوردیم دیگه سیر میشدیم ولی بازم وقت خوردن میوه که میشد حتی قبل از تعارف کردن دست میبردیم و میوه خوشگل تره و میگرفتیم ......

اما حالا که بزرگ شدیم باید میوه های نیم خورده ی بچه ها مون رو بخوریم . یا انگور دون شده ... یا میوه های لک دار .... یا میوه های کوچولو یا پوسیده و کرم خورده.... چون اونا زودتر خراب میشن . یا طرف دار ندارن ..... شاید هم اصلا برای ما بزرگتر ها چیزی نمونه ....

وقتی بچه بودیم دنیا برامون خیلی قشنگ بود ....

ولی الان ......

نوشته شده در سه شنبه 1386/06/06ساعت 16:53 توسط سایه - مامان نی نی| |


Design By : Night Skin