خـــــونه ی مامان نی نی
سلام من خیلی عصبانی و ناراحتم !!!! خیلی ! الان مثل کسی میمونم که تموم دارایی شو از دست داده ... جناب مهندس ( که خدا بگم چیکارش کنه بعدشم یه هارد نو و اومدن کیس بعد از 46 روز به خونه ... اولش من شکه شدم ...یعنی فکر نمی کردم بعد این همه روز ، حالا بیان و بگن تموم شد ... هاردتون مرد ! بعدشم کم کم چیزایی که در طول چند سال ذره ذره جمع اوری کرده بودم به یادم اومد ... عکس های ... اهنگ های کارتون ها ... وبلاگ ها و سایت های ... نوشته های ... عکس ها و فیلم های خانوادگی ... نه با خودم فکر کردم من که اینقدر از این موضوع احساس شکست میکنم و ناراحتم ، اون کسایی که تو یک لحظه تموم زندگی و خونه و خانواده و فامیلشون و از دست دادن چی بگن ! اونایی که عزیزاشون جلوی چشمشون پر پر شدن چی بگن ... بس باید با مشکلات کنار اومد ... کاریش نمیشه کرد ... بازم خدا رو شکر که نخواست ازمون امتحان سختی بگیره که حتما رفوزه میشدم ! ممنونم خدا ! * تو این مدت که کیس محل کار شوهرم خونه مون بود ، یه بار دیگه هم نی نی لطف کرد و یه تنه ی محکم به کیس امانتی زد که فوری خاموش شد و من و شوهرم مثل 2 تا بدبخت به هم نگاه کردیم ... هر کاری کردیم روشن نشد ، تا اینکه یکی رو اوردیم و با فشار دکمه روشن شد ! نگو اتصالی داشته ! * هارد جدید 80 تومن برامون اب خورد ! همسرم با رضایت به نی نی نگاه کرد و گفت : این خسارت رو از عیدیت کسر میکنم ! من گفتم : خواهش میکنم از جهیزیه اش کسر کن ! * از دست این نی نی چکارکنم با این همه شیطونی ! افتاب میگه پاشو ببند به دسته ی در ! میترسم در رو هم از جا در بیاره !!! سلام به همه ی بر و بچز نمی دونین که چی شده ............ بعدشم اقای دکتر ( مهندس کامپیوتر ) بعد از کلی معطلی رفتیم در مغازه شون که دیدیم ........ به به ..............به علت نداشتن جواز کسب در مغازه شون رو پلمپ کردن هنوزم که هنوزه سیستم بیچاره ی ما اونجا زندانیه دلم برای نت این قدر شده بود (.) الانم یه کیس از محل کار همسرم امانت دادن بهمون تا ایشون کاراش عقب نیفته ...اصلا با این کیس جدید احساس خوبی ندارم همه اش فکر میکنم غریبه است !!!!! و برای آزادی همه ی اسرا از زندان ... و ازادی کیس عزیز مون پ ن : اخرین خبر .... کیس مون رو بردن برای بررسی هارد .... دیگه واقعا رفته زندان !!!!![]()
) معلوم نشد که به چه دلیل در مغازه شو پلمپ کرده بودن و تموم کیس های موجود رو برده بودن برای بررسی ، بعد 35 روز از وقتی که قول تحویل کیس رو داده بود و صد تا دروغ بهم بافته بود که الان بردمش پیش فلان مهندس ... هنوز تحویل نگرفتم ... مغازه شون امروز تعطیل بود ... ( و بعدشم دروغش در اومد که اصلا توی کیس رو هم نگاه نکرده بود ) جلوی شوهرم که حسابی ناراحت بود یه نگاه کرد و گفت که درست بشو نیست ! به همین سادگی ...
![]()
از روز 9 دی ماه تا همین الان (میشه تقریبا ۲۵ روز) نتونستم بیام تو نت ...دلم برای همه تون تنگ شده بود![]()
![]()
این نی نی شیطون با کیس کامپیوتر کشتی میگیره و اونو ضربه فنی میکنه ...
بعدش سیستم ضربه مغزی میشه و میره تو کما ![]()
چند تا دکتر اونو جواب کردن تا اینکه بردیمش پیش یه دکتر پنجه طلایی ....![]()
ایشون گفتن فردا بیاین ببرینش .....
فردا شد پس فردا .....پسون فردا .... پسپسون فردا ![]()
رفتن مسافرت که بر می خورن به برف و بوران
(اینقدر بدم میاد از ادمای بد قول
)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خواهش میکنم برای سلامتی هر چه زودتر تمام بیماران و علی الخصوص سیستم ما دعا کنین
اخه احتمال دادن که محتویات هارد حذف بشه![]()
![]()
![]()
تا بعد ( که نمیدونم کی هست ) خدا نگهدار![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


