سلام ![]()
چه قشنگه این روزا ... یه نفس عمیق بکش ... چه بوی خوبی میاد از اسمون ...
خدا رو شکر که یه بار دیگه این ماه رو حس کردیم ....

* توی این روز و شبا همدیگه رو فراموش نکنیم .
* ــــــــــــــــــــ * ــــــــــــــــــــ * ــــــــــــــــــــ *
پسر گل من از اول ماه رمضون تا حالا روزه گرفته ...
روزه ی کامل ... ![]()
بعد از نماز صبح می خوابه تا ظهر ... بعد میمونه اصل روز که با دیدن تلویزیون و بازی کامپیوتری و ... پرش میکنه .
یه بار گفت : مامان ! من چرا باید روزه بگیرم ؟ من که بهم واجب نیست !![]()
بهش گفتم : فرق تو با یه دختر ۹ ساله چیه ؟
گفت : من عقلم بیشتره !![]()
گفتم : خوب یه دختر همسن تو باید روزه بگیره . تو که عقلت بیشتر از اوناست چی ؟![]()
گفت : اها ! اره ... میگیرم !![]()
* چیه ؟ من اصلا هم جانماز اب نمیکشم !
خوب ادم باید کم کم شروع کنه تا بعد براش مثل کوه کندن نباشه .
اصلا تو روایته ... امام صادق ( ع ) فرمودن که ما فرزندامونو از سن ۷ سالگی وادار به روزه میکنیم شما از ۹ سالاگی وادار به روزه گرفتن کنین .
* علیرضا جونم بهت افتخار میکنم پسر گلم .![]()
![]()
![]()
* وقتی یه ادم ۱۵ سال بخوره و بخوابه و نه نماز بخونه و نه روزه بگیره چطور بعد از اون میتونه خودشو یهو به نماز و روزه وقف بده ؟ ![]()
سلام
از قدیم گفتن بسیار سفر باید
تا پخته شود خامی !
منم از بس که به سفرهای دور و دراز رفتم که دیگه حسابی پخته ی پخته شدم ... اگه همین طور هم پیش بره شاید سر رفتم یا سوختم ...![]()
با خودم گفتم
یه خورده شما ها رو هم بپزونم و تجربیات ارزنده ام رو با شما تقسیم کنم !!!
اول از همه مواد لازم برای یک اقامت طولانی در محیط گرم خانواده خود و همسر ...
کمی پوست کلفتی .
مقداری گذشت .
احساس مسئولیت و نظم به اندازه ی لازم .
زیرکی و خودشیرینی هم به مقدار نیاز ![]()
1- اول اینکه زیاد یه جا پلاس نشید . چون بچه که بودیم توی برنامه ی عروسکی خونه ی مادر بزرگه هاپو کومار به مخمل گفته بود مهمون دو روز عزیز است از روز سوم نهی ...البته لهجه هندی داشت . شما هم با لهجه ی اون بخونید ! ولی فکر نکنید ما اونجا خونه ی بابا مون اینا فقط دو روز عزیز بودیما ... نه !
ولی خوب ... اگه قرار باشه 3 ماه خونه ی مامان و بابا مون باشیم ...خوب کم کم خودمون احساس زیادی بودن میکنیم و هم اونها اذیت میشن مخصوصا با یه نی نی شیطون
که همه اش در حال انگولک همه چیزه !
2- وقتی خونه ی بابا اینا قراره مدت زمان زیادی باشین باید یه کشو یا یه قفسه از کمدشون رو تصاحب کنین .
چون اگه قرار باشه مدتهای مدید اسباب و وسایل تون گوشه ی اتاق ولو باشه صاحب خونه خیلی زود ارزوی رفتن تون رو میکنه ! ما با اینکه تو هر دو خونه کشو داریم و از کمدشونم بی نصیب نبودیم بازم به لطف بچه ها وسایل مون پخش و پلا میشد که توی هر دو خونه بودن کسایی که با احترام بهمون تذکر بدن ...![]()
3- وقتی یه اتاق خواب خانواده ات رو غصب میکنی شبا باید اپن در (open door) بخوابی
تا اگه کاری داشتن یا وسیله ای می خواستن ، بیان و بردارن .
4- وقتی توی اون مدت طولانی که قراره خونه ی باباتون اینا باشی ، بچه ها به وسایل خونه ی اونا دست زدن و انگولک کردن ، جنبه داشته باش و از دعوای اونا ناراحت نشو ! شبا هم اگه نی نی تون گریه کرد زود خفه اش کنین تا بقیه بیدار نشن .![]()
5- وقتی داری برای یه مدت با یه عده ای زندگی میکنی باید تو هم کمی از بار مسئولیت اونجا رو به دوش بگیری !
بهتره خودت بری و پیش قدم شی قبل از اینکه اونها ازت بخوان ! البته چون پدرشوهرم خیلی به غذا ها ایراد میگیره من اصلا در پخت و پز دخالتی نمیکنم و فقط ماشین ظرف شویی ام !
6- وقتی صاحب خونه داره از وضع بد اقتصادی حرف میزنه یا از حقوقش که دو هفته ای ته کشیده می گه ، شما اصلا به خودتون نگیرید !![]()
7- فکر فیلم و سریال های تابستونی رو هم کاملا از سرتون بیرون کنین
چون اکثر اونها می خوره به اخبار که باید حتما دیده بشه و نمیشه به جاش اخبار بعدی رو نگاه کرد .تلویزیون هم نمیشه تا نصفه شب روشن باشه . مردم خواب و زندگی دارن !![]()
8- لباس نشسته ها رو باید زود بشورید
تا موجب صلب اسایش ( بویایی و بینایی ) صاحب خونه نشه .پوشک نی نی رو هم زود به زود جمع اوری کنین و سعی کنین خودتون بذاریدش دم در تا هی از بوی اون داستانها نشنوید .![]()
9- هر غذایی که جلوتون گذاشتن با اشتها بخورید .اصلا به مزه ی اون فکر نکنید .
معمولا مهمان باید تابع سلیقه ی میزبان باشه... فقط از غذا تعریف کنید . فقط سعی کنید دروغ نگید .
پدر شوهر من چون دندون نداره ، نمی تونه همه جور غذایی رو بخوره .برنج نباید دونه دونه باشه ، غذا نباید زیاد نمک داشته باشه ! فلفل باعث سرفه شون میشه و به ادویه هم حساسن !غذا باید همیشه گوشتی باشه و در روز 3 وعده باید میوه میل کنن....
10- صبح ها سعی کنید قبل از اینکه صاحب خونه با صداهای بلند و تلویزیون و .... بیدارتون کنه خودتون بلند شید . در این مورد پرروئی و بی اعتنایی نتیجه ای نداره !![]()
11- اگه جائی می خواید برید حتما به همه خبر بدید و بعد از برگشتن از اونجا هم گزارش کامل رو بدید
و اگه اونها شما رو ادم حساب نکردن و بدون یه خبر کوچولو حتی یه اس ام اس ، به مسافرت رفتن ، اصلا ناراحت نشید .
خوب اگه این موارد رو در مسافرتهای طولانی و دراز مدت رعایت کنید مسافرت دلچسب تری خواهید داشت ....
* روز عید مبعث با ذوق و شادی به سمت خونه ی مامانم اینا راه افتادیم و بین راه از یه اشنا فهمیدیم اونها رفتن مسافرت و پیش اون ضایع شدیم . اخه یه دو روزی رفته بودیم یه شهر دیگه خونه ی خواهر شوهرم .معمولا اونجا که می ریم اگه فقط بخوایم یه ناهار بمونیم میشه دو روز !!! اونجا که بودیم که اس ام اس از خواهرم مهتاب رسید که متنش این بود ( طططططططططففففففففوفوفوفوطوطوطوططفطفط و یه شکلک خنده )
فهمیدم که خواهر زاده ی 5 ساله ام فرستاده و بعد هم خونه ی مادر شوهرم بودیم و اونها هم یه زنگ نزدن که ما داریم میریم ! بعد که از مجید خواهر زاده ام پرسیدم اون پیام رو تو داده بودی ؟ گفت اره من برات نوشتم که خاله ما داریم میریم سنگده خدافظ ! بازم گلی به گوشه ی جمالت مجید جونم .
خونه ی مادر شوهرمم که هستم وقتی دارم از در اپارتمان شون بیرون میرم ( با چادر گلدار ) زود یه صدا از پشت سرم میاد که : کجا ؟ منم باید اونها رو خاطر جمع کنم که نمی خوام برم خونه ی مامانم !![]()
* بازم داریم میریم مسافرتی طولانی . تا اخر ماه مبارک . خواستم ازتون بخوام برای منم توی شبای ماه رمضون دعا کنین .
* ( جدید ) صبح جمعه ۸ شهریور میریم به شهر مون .خداحافظ همین حالا ![]()
علیرضا جونم ... تولدت مبارک


تولد تولد تولدت مبارک .....
![]()
حالا با صدای بلند بهت میگم
عزیزم دوستت دارم![]()
اینم خواهر کوچولوته
که می خواد بهت تبریک بگه ...
زود بیا کادو هاتو باز کن .....
اینم برای اونایی که دلشون کیک می خواد ...









۹ سال پیش با تولد تو برای اولین بار طعم شیرین مادری رو چشیدم .
حیف که اون موقع مثل الان تجربه نداشتم . حیف که نشد اون طور که دلم می خواست بار بیای . ای کاش می تونستم دوباره از اول شروع کنم . ای کاش زمان به اول شهریور ۷۸ برمی گشت .......