تبليغاتX
نوشـــته های یـه مــامـان
درباره وبلاگ

نی نی کوچولوها روز به روز بزرگتر میشن و مامان و بابا ها روز به روز پیر تر ... عمر مثل باد میگذره و از جوونی مون فقط عکسها و نوشته هاست که به یادگار میمونه ...
من 30 سالمه و مامان یه پسر 10 ساله و یه دختر 3 ساله ام . پسرم اول شهریور 78 و دخترم 19 اذر 85 بدنیا اومد . این نوشته ها خاطرات خانوادگی ماست .
×××××
شوهر من از اینکه برای اقایون نظر بنویسم اصلا خوشش نمی اد و دوست نداره با اسم خودم براشون کامنت بذارم . و منم معمولا اقایون رو لینک نمی کنم . از همه ی اقایونی که بدون توقع نظر میدن خیلی ممنونم .
×××××
کامنت های تبلیغاتی حذف خواهند شد ...
پيوندها
نوشـــته های یـه مــامـان
خـــــونه ی مامان نی نی
شنبه 1386/03/12 :: 12:9 ::  نويسنده : سایه - مامان نی نی       

سلام

معمولا همه ی خانم ها تو دوره ی بارداری اضافه وزن پیدا میکنن (16 - 11کیلو ) و اگه خانم های باردار کسی رو داشته باشن تا به کار هاشون برسه ( مثلا مامان جون )یا یه شوهر هنرمند بچه دوست مهربونی که دلسوز هم باشه که کار ها رو خودش انجام بده و خانمه هم هی بخوره و بخوابه و ویار کنه و هوس خوراکی های غیر فصل به سرش بزنه و کاری نکنه ، علاوه بر اینکه هیکلش فیلی میشه (مخصوصا با اون شکم گنده ) زایمان سختی هم انتظارش رو میکشه ولی .... اگه بینوا باشه و تو شهر غریب باشه و بچه مدرسه ای هم داشته باشه و شوهرشم بعد از اومدن از بیرون منتظر یه غذای خوشمزه باشه و هیچ کمکی هم نداشته باشه و ..... ولی در عوض یه کوله بار تجربه و هنر و فداکاری و وفا داشته باشه دیگه غمی نداره . هم به خونه و خونواده و بچه مدرسه ایش خوب میرسه هم اضافه وزن پیدا نمیکنه وهم یه زایمان اسون داره ، تازه خیلی زود هم حالش خوب میشه و میتونه خودش همه ی کارهای نی نی رو هم انجام بده ( مثل من )

8 سال پیش فکر میکردم یه زن باردار نباید هیچ کاری بکنه و فقط باید استراحت کنه ، تا بچه اش چیزیش نشه . شانس من هم ، تولد پسرم تو تابستون بود و 3 ماه تموم خونه ی مامان و... حسابی مثل ملکه ها خوردم و استراحت کردم ولی وای وای... مردم و زنده شدم ... بعد از عمل تا یه هفته کاملا چلاق بودم و به هیچ کار خودم نمی تونستم برسم چه برسه به کارهای نی نی . اما برای گل دخترم اصلا کسی نزدیکم نبود تا کمکم کنه و اخر پاییز بود و تازشم شوهرم برای یه ماموریت کاری مجبور شد چند هفته ای رو به مسافرت بره . یه مدت خواهرم اومد پیشم موند ولی خوب ....نمیشد که اونم کار و زندگی داشت . حدود 10 روزی رو خودم و پسرم تنها بودیم همه ی کارها رو دوش خودم بود . کم کم  از حد نرمال اضافه وزن 3 کیلو کم اومدم . سبک و راحت . بعد از عمل نسبت به عمل اول حالم خیلی خیلی عالی بود تمام کارهای نی نی رو هم خودم انجام می دادم ( البته بعد از مرخص شدنش از بیمارستان ) و اینجا فهمیدم که زنهای قدیم چه وردی می خوندن که هم حامله بودن ( و به همه ی کارهای ریز و درشت میرسیدن )و هم گاهی وسط جنگل و صحرا زایمان میکردن و بچه به بغل ، می اومدن خونه!



شنبه 1386/03/05 :: 11:51 ::  نويسنده : سایه - مامان نی نی       

یه مطلب تا حدودی مهم !! برای جلو گیری از حملات وحشیانه علیه نی نی

سعی کنید بچه دیگه تونو ( یا هر بچه ی دیگه ای رو ) به خاطر نی نی کوچولو دعوا نکنین (حتی اگه بچه اول خواسته یا نا خواسته کار خطر ناکی کرد و نزدیک بود بلایی سر نی نی بیاد باز هم یه تذکر کوچولو بهتر از یه دعوای شدید اثر می ذاره ). طوری وانمود کنید که نی نی خیلی خواهر یا برادرشو خیلی دوست داره . می تونید از طرف نی نی با بچه اول حرف بزنید . گاهی از زبان نی نی از اون طرفداری کنید . و بگویید که به داشتن خواهر یا برادری مثل اون افتخار میکنه و از کارها و زحماتی که احیانا برای نی نی میکشه از زبان نی نی تشکر کنید . می تونید از طرف نی نی برای اون هدیه هم بخرید ....

اگه بچه ی سر براهی داشته باشید معمولا با این کارا ...میشه و با نی نی مثل فرشته رفتار میکنه .



پنجشنبه 1386/03/03 :: 17:10 ::  نويسنده : سایه - مامان نی نی       

به نام خدا

وقتی نی نی یه کمی بزرگ میشه و شیطون میشه هر چی دم دستش باشه به دهن میبره ( وچیزی که بیشتر دم دستشه انگشته . نی نی من الان تو این مرحله از رشده و همیشه انگشت اشاره اش گوشه ی لبشه و مشغوله گاز زدن و مکیدن اونه گاهی جو گیر میشه و 4 تا انگشت شو می کنه تو دهنش و یهو شروع میکنه به اوق زدن و ما می پریم بلندش میکنیم و عملیات امداد و نجات و.....)

مخصوصا وقتی لثه اش می خاره و داره دیونه اش میکنه هر چیزی رو تو دهنش میکنه و گاز میگیره و یا می مکه .( حتما خودتون موقع در اوردن دندون عقل رو یاد تونه واقعا ادمو دیوونه می کنه ادم بزرگاش بیچاره میشن وای به حال نی نی ها )

اونوقت شما میرید براش یه دندونک می خرید و میدید دستش واون یکی دو تا گاز به اون میزنه و میبینه مزه نداره و میندازتش و دوباره انگشت و...

بهترین چیز هایی که میشه برای مکیدن به بچه داد یه تیکه نونه . و بچه کلی با اون سر گرم میشه میمکه و میچشه و مزه مزه میکنه بعدشم وقتی اونو انداخت شما به عنوان مادری که نی نی رو مثل جونتون دوست دارید  اون نون رو بر می دارید و می خورید تازه اسراف هم نکردید !

و بهترین چیز برای گاز زدن نی نی هویجه . هرچی هم نی نی سعی کنه نمی تونه تکه ای از اونو با لثه اش یا احیانا با یکی دو تا دندون کوچولو بکنه  و چیزی هم تو گلوش نمی چسبه و خفه اش نمی کنه ( اگه کار دارید و نمی تونید 4 چشمی مراقب نی نی باشید یه هویج بدید دستش و با خیال راحت برید دنبال کارتون .نی نی هم 400 بار اونو می ماله زمین پر از مو و کرک میکنه و می ذاره دهنش  ! به همین آسونی ).



شنبه 1386/02/29 :: 11:41 ::  نويسنده : سایه - مامان نی نی       

به نام خدا

نی نی کوچولو ها معمولا خیلی تو دل برو و نازن . یه جوری نیگات میکنن که انگار جادو میشی و نمی تونی چشم ازشون برداری . اونا می خوان که شما رو تسخیر کنن و تمام حواستون متوجه ی اونا باشه میخوان که همیشه تو بغلتون باشن و پایین هم نیان . تا یه لحظه چشم ازشون بردارید یه جیغ کوچولو میکشن (که یعنی منو نگاه کن ) ودوباره شما رو میکنن مال خودشون . یه جور براتون میخندن که ناخود اگاه شما هم لبخند میزنید و از بقیه ی افراد خونه قافل میشید .دیگه یادتون میره شوهری هم بوده بچه ی دیگه ای هم دارید و خونه ای و زندگی و ...

مراقب باشید

خیلی مراقب باشید که نی نی کوچولوی جادوگر تمام زندگی تون نشه .نشه که همین اظهار علاقه وتوجه زیاد به نی نی باعث حسادت بچه ی دیگه یا از همه مهم تر شوهر تون بشه .

نکته مهم :

( اگه جون نی نی تونو دوست دارید ) سعی کنید جلوی بقیه ی افراد خونه نی نی ها رو زیاد تحویل نگیرید وگر نه اونا بی گناه مورد خشم وحسد قرار می گیرن .



جمعه 1386/02/28 :: 10:13 ::  نويسنده : سایه - مامان نی نی       

به نام خدا

سلام

معمولا یک خانم باردار در ماه های اخر بارداری و مخصوصا روزهای اخر دچار استرس و نگرانی میشود فکر اینکه ایا کودکم سلامت است و یا زایمان اسانی خواهم داشت یا نه ؟ به سر همه ی خانم های باردار خطور میکند . و تنها کاری که میشود کرد ارامش دادن به خود و کمک خواستن از خداوند است و انتظار . و بعد از زایمان ( قدم نو رسیده مبارک ) تازه متوجه میشوید که هیچ کاری بلد نیستید و تمام کتاب های بچه داری که در دوره ی بارداری خوانده بودید همه از ذهن تان پاک شده و یا کاربردی نداشته ( البته تا 30 - 40 روز مامان جون همه کارها رو انجام میده ولی اخرش چی ) واینجاست که یک خانومه با تجربه به کمکتون میاد ( اگر هم فعلا ازدواج نکردید یا هنوز بچه ندارید باز هم بخونید هر چی باشه یه سال دیگه دو سال دیگه ده سال دیگه ...دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره ...البته شاید هم داشته باشه . خدایا همه ی کسانی که در ارزوی ازدواج هستند رو به خواسته شون برسون . به همه ی کسانی که در ارزوی بچه دار شدن میسوزن فرزندی عنایت بفرما و همه ی مریض ها رو شفا بده امین ) و به شما  در تمام مراحل زندگی اعم از ازدواج ! بارداری ! زایمان !! بچه داری !! مشاوره رایگان میدم .همه روزه بجز روز های تعطیل ازساعت ....

دوستای عزیز یادم اومد که مدتی قبل دوستم با صدای گرفته با من تماس گرفت و گفت که دکتر گفته که اون بچه دار نمی شه و خواسته بود براش دعا کنم شما هم دعا کنید فعلا  



سه شنبه 1386/02/25 :: 10:13 ::  نويسنده : سایه - مامان نی نی       
 

سلام

داشتم سایت کامران نجف زاده رو می خوندم که گفته بود بچه دار شده و بچه اش شبا گریه های بنفش می کنه ......رفتم به هشت سال پیش.وقتی که برا اولین بار مادر شده بودم و نی نی کاکل زری من شب ها جیغ های خاکستری میکشید .بیچاره پسرم اونقدر جیغ میکشید که نصفه شب صاحب خونه می اومد می پرسید بچه چشه . (حالا یا از روی خیر خواهی و دلسوزی و یا بسه دیگه خفه اش کنید ) پسرم توی فامیل شهره بود .و هر چی دکتر می بردیم فقط میگفت کولیک داره و کاریش نمیشه کرد فقط پشت شو بزنین تا اروغ بزنه و یا شربت گرایپ میکسچر می دادن که هیچ کدوم فایده نداشت(البته از حق نگذریم تلاش زیادی برای زدن اروغش نمی کردم و بعد از 15-10 بار ضربه خسته میشدم و ول می کردم ) .اتفاقا خود منم گاهی دل درد و دل پیچه میگرفتم ولی فکر درمانش نبودم تا اینکه بعد از چند سال متوجه شدم که هر بار حبوبات یا شیر یا ...می خورم دل پیچه می گیرم و بعد از بدنیا اومدن و شروع گریه های ممتد و مداوم شبانه ی نی نی گلم تازه فهمیدم که ای دل غافل این دل پیچه ی منه که از راه شیر به بچه منتقل میشه و اونو بی قرار میکنه( توی یه کتابچه راهنما هم نوشته بود که...بعضی مادران متوجه شدند که با تغییر رژیم غذایی خود مثل کم کردن و یا حذف شیر گاو و سایر فراورده های لبنی - غذاهای ادویه دار - ترکیبات گندم - غذاهای نفاخ مانند حبوبات - کلم- کلم بروکلی - پیاز - نوشیدنی های کافئین دار - و الکل(که خدا رو شکر اینو لب نمی زنیم) میتوانند کولیک کودک خود رو کاهش دهند (حالا شما خودتون امتحان کنین ببینین حذف کدوم موثرتره). از اون به بعد دیگه رژیم حبوبات گرفتم وشیرو حتی یه مدت کاهو و کلم و بادمجون (اخه میگن باد داره) و هر چیز نفاخ که به تجویز خاله خانوما و خان باجی ها منع شده بود نخوردم و تحت درمان قرص ضد نفخ قرار گرفتم و برای اروغ زدن نی نی تا 20 دقیقه هم به زدن ضربه (حتی در دل شب) ادامه می دادم (و اوائل روزی چندبار وفعلا به روزی یه بار و یا یه روز درمیون تقلیل یافته)شربت گرایپ میکسچر هم بهش میدم .وحالا نی نی گل راحت و اسوده می خوابه . وای که اگه من این موضوع رو قبلا می دونستم (یا یه ادم با تجربه ای به من گفته بود )دیگه پسرم ماه ها زجر نمی کشید و تا یه مدت بعد جیغ های عصبی نمی کشید . حالا بگید مامان ها که کاری نکردن کار از این سخت تر که من نمی تونم لب به غذا های خوشمزه بزنم و حتی توی مهمونی ها هم وقتی تو غذا یا خورش حبوبات(قیمه - قورمه سبزی - الویه - لوبیا پلو - باقالی پلو - اش و عدسی و غیره ) بود به جای اونا نیمرو میخوردم ؟ ها ؟خوب مادر بودن یعنی این (از خود گذشته گی ). به سرم زده یه سری نکات اموزشی در رابطه با بچه داری بنویسم تا مامان های فعلی و اینده چیز یاد بگیرن و از بچه داری لذت ببرن .