تبليغاتX
نوشـــته های یـه مــامـان - و ان هنگام که برق از سرم پرید
درباره وبلاگ

نی نی کوچولوها روز به روز بزرگتر میشن و مامان و بابا ها روز به روز پیر تر ... عمر مثل باد میگذره و از جوونی مون فقط عکسها و نوشته هاست که به یادگار میمونه ...
من 30 سالمه و مامان یه پسر 10 ساله و یه دختر 3 ساله ام . پسرم اول شهریور 78 و دخترم 19 اذر 85 بدنیا اومد . این نوشته ها خاطرات خانوادگی ماست .
×××××
شوهر من از اینکه برای اقایون نظر بنویسم اصلا خوشش نمی اد و دوست نداره با اسم خودم براشون کامنت بذارم . و منم معمولا اقایون رو لینک نمی کنم . از همه ی اقایونی که بدون توقع نظر میدن خیلی ممنونم .
×××××
کامنت های تبلیغاتی حذف خواهند شد ...
پيوندها
نوشـــته های یـه مــامـان
خـــــونه ی مامان نی نی
سه شنبه 1388/03/19 :: 8:33 ::  نويسنده : سایه - مامان نی نی       

سلام

پسرم یه بلوز بهاره ی زرد داره که خاله اش امسال بهش عیدی داده و پسرم اونو خیلی دوست داره

هر جا میره اونو میپوشه . تو بازی تو مهمونی تو مدرسه همه جا ... حتی تو این هوای گرم ...   

تا میشورمش از روی بند بر میداره و اونو میپوشه

دیروز وقت رفتن به بیرون باز هم اونو پوشید . دیگه اعصابم و خورد کرد و بهش گفتم دیگه اینو نپوش . مردم نمیگن که این پسره چرافقط این لباسشو میپوشه و لباس دیگه ای نداره ؟ خوب یکی از پیراهناتو بپوش !

پسرم هم پیراهن پوشید و رفت بازی ...

منم نمیدونم کی خوابم برد ...

بیدار که شدم نی نی داشت از سر و کولم بالا میرفت ، بلوز داداششم تنش کرده بود ...

و ............  روی لباس رو مثل دفترش با ماژیک مشکی خط خطی کرده بود ... هم جلو و هم پشتشو ... اونم نه یه خط نه دو خط حسابی نقش و نگاریش کرده بود ...

بعد از درک عمق فاجعه ، لباسه رو یه گوشه ای قایم کردم تا مبادا چشم پسرم بهش بیافته ...

الانم از همه تون تقاضای عاجزانه دارم بهم بگین رنگ ماژیک ( اونم ماژیک خوشنویسی ) رو چطور میشه از روی لباس پاک کرد ؟

دیشب اخرای شب بود که نی نی یه بر چسب رو از کتاب داستان قدیمی داداشش کند و داداشش هم فریـــــــــــــــــــادی کشید سرش که به عربده بیشتر شبیه بود... و قابل تصوره که اگه لباسشو ببینه ...........

امیدوارم با پودر لکه بر سپید کار حل بشه و پسرم نفهمه 

بعدا نوشت : سلام . لباسه رو با لکه بر شستم فقط جوهرش بیشتر پخش شد ولی رنگش اصلا کمرنگ نشد . بعد مجبور شدم اروم اروم و با لحنی ناراحت به پسرم بگم که ببین مامان جون ، یکی از لباسات لک شده و دیگه نمیتونی بپوشیش ! - : کدوم ؟ من : اونو خیلی دوست داری ... - : لباس زردم ؟ من : اره ... - : کوش ؟ ببینمش ؟ من : یکمی صبر کن ... ببین من میدونم اونو خیلی دوست داری ولی خوب کاریش نمیشه کرد ! لکه اش در نمیره ! اگه گفتی لکه اش چه رنگیه ؟ - : قرمز ؟ ( اخه اون استقلالیه و قرمز براش فاجعه اس ) من : نه . سیاه ! - : ببینمش ... من : صبر کن مامان ... ببین درست شدنی نیست . فقط میشه رنگش کرد و سیاهش کرد ... - : مگه لباس عزاست که سیاهش کنم . کجاست . نشونم بدین ببینم !!! من : چشاتو ببند ... حالا باز کن ...

با دیدن اون خط خطی های اشنا ، فهمید خراب کار کی بوده ...

- : آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ ریحانه !!!!!!!!!! چرا اینکارو کردیییییییییییییییییییی ............       و محکم دست نی نی رو گرفت و ول نمیکرد ! نی نی بیچاره با وحشت نمیدونست موضوع از چه قراره و از درد گریه اش گرفت هر چی گفتم : بابا ولش کن اون که از قصد نکرده که ... ولش کن ...     دیدم نه ول نمیکنه دست نی نی رو ، مجبور شدم به زور انگشتای پسرمو از دور بازوی نی نی باز کنم و نی نی رو از دم دست داداشش دور کنم ... بعد یه حدود یه ربعی گریه کرد و وسطاش هی داد و هوار که اخه چرا ؟ چرا این کارو کردی ؟ یه بار هم حمله کرد طرف نی نی تا لباس اونو هم خط خطی کنه !!! که جلوشو گرفتم ! 

البته تموم حرفام که عین همونو واست میخرم و از پول نینی برات میخرم و ... فایده ای نداشت ... بعد از مدتی که اروم شد می خندید و میگفت : مامان حالا که خرابش کرده چطوره منم بگیرم با ماژیک روی لباسه رو نقاشی بکشم ! 

البته همین امروز یکی از دوستای هنرمندم ( مژگان ) برام نوشت که :  لكه جوهر و خودكار رو با الكل ميتيليك و شير گرم پاك ميكنن بعد با آب ولرم كاملا شستشو داد تا لك شير و الكل ازبين بره البته لك جوهر از روي فرش با ماست پاك ميشه هر دوتاشو امتحان كن . حالا امتحان میکنم ببینم چی میشه .

 

* از این همه بحث و جدل و جنگ و دعوا و توهین و فحش و بد و بیراه در مورد انتخابات خسته شدم . اصلا دوست ندارم کسی بدونه من کدوم طرفیم که باز هم اینجا مخالفا بریزن و حرفای سیاسی بزن . امیدوارم به دور دوم نکشه که دیگه اعصاب برامون نمونده ...   هر جا میری حرف از انتخابات... دیگه بچه ها هم اتیششون داغتر از بزرگا شده میرن تیمی با هم دعوا میکنن و بزن بزن . اخه سر چی ؟ دیگه نی نی هم مثل داداشش تو خونه راه میره و میگه درود بر .... این اتنخابات لعنتی باعث شده اعصاب همه بهم بریزه . من با چند تایی از دوستای جون جونیم که مثل خواهرم بودن بحثم شد و اونها قهر و ... خسته شدم دیگه ... چرا تموم نمیکنیم این کارا رو ......  

* شرکت در انتخابات یه وظیفه است ولی فحش و تمسخر و توهین به کاندیدا ها و هر ادمی گناهه اینو یادمون بمونه . و نشه کارهای منفی طرف مقابل مونو ( چه کاندید چه هواداراش ) خیلی بزرگ کنیم و کارهایی که خودمون میکنیم اصلا به چشممون نیاد . بهتره همیشه منصف باشیم ... دیروز به یکی ( هم کاندید   ) گفتم شما کارت درست نیست داری به کاندید مخالف تون فحش میدی . ولی اون کار خودشو توجیه کرد و گفت این فحش برازنده اشه و .... !!!!!   

* عزیزایی که از این شکلکا خوششون اومده میتونن روی یکی از اونها کلیک کنن تا لینک دانلود براشون باز بشه و بعد از دانلود و نصب یه ایکون بالای اکسپلورر نمایان میشه که فقط وقتی ان لاینی شکلکا رو باز میکنه ... البته قبلش باید روی ایکون کلیک کنین :)) چون خیلیا بهم گفته بودن ...

* یه مدته که زیاد حوصله ی سر زدن به دوستا رو ندارم . نمیدونم ، شاید یه دلیلش همین تشنج های ناشی از انتخاباته . ولی یه چیزی رو فهمیدم . بعضیا تا نری نمیان !!!