سلام 

چند وقت قبل یه چند تا از کارای نی نی رو نوشته بودم و بعد نشد بذارمش تو وبلاگ . امروز یه سری به فایلم زدم و دیدمشون . گفتم اگه زود تر نذارمشون دیگه قدیمی میشن .این کارا مال حدود دو سه ماه پیشه . اینا رو که دیدین از کارای جدیدشم براتون میگم !

نی نی : آب .
 بیا اب !
نه ... آب .
 تو یه لیوان دیگه می خوای ...بیا ...
نه ... آب !!
اب تو بطری می خوای ؟
نه ... آب !!!
شیر می خوای ؟
نه ... آب !!!!
گرسنه ای ؟ هَم بدم ؟
نه ... آب !!!!!
زرد الو می خوای ؟
نه ... آب !!!!!!
اخه چی بدم بهت ؟ چی می خوای ؟
آب !

!!!!!!!!!!!!!!

***

(من مشغول نوشتن پشت کامپیوتر )
نی نی : بابا
باباش : بله ؟
بابا
بله ؟
مَ ایده نینَ بالا
( بالا ؟ نگاهی به نی نی کردم . روی صندلی کناری من ایستاده بود .)
من : اِ !!!! این چطوری رفته اون بالا !!!
باباش : به به ....  مادر سربه هوا !

***

نی نی : مامان
بله ؟
ـ :مامان !
بله ؟
ـ :مامان
بله ؟؟
ـ :مامان !
بله
ـ :مامان
بله !!!!
ـ :مااامااان
بله !
ـ : اَدَ دَدیده دودا دید دِه .
 دودا دید دِه ؟
ـ :آده ( اره )
اوهوم !

***

داشتم باغ وحش حیوانات پسرمو از رو زمین جمع میکردم
اسب یه طرف کرگدن یه گوشه  زرافه یه ور ...
خوب که نگاهشون کردم دیدم گورخر یال نداشت ، خروس و اردک پا ، شتر پوزه ، اسب یه گوش ، اسب ابی دم و گاو یه شاخ !
مثل اینکه باید حیوونا رو قایم کنم تا نی نی بزرگتر بشه ! امان از این نی نی !

***

* نی نی الان کلمات زیادی بلده . به هر چیز بسته بندی شده ای که خریده میشه میگه مسنی ( = بستنی )حتی اگه رشته و نمک و ... باشه .
*  همه اش دلش می خواد بغلش کنیم و ببریمش کنار پنجره تا بیرون رو تماشا کنه . اخه بچه رو دو هفته یه بار هم نمی بریمش بیرون !!! بابا جونش هم میگه اگه ببرمش ددری میشه !هر و قت هم که می خواد بره بیرون یا کفشش یا لباس بیرونی شو میاره و میگه بوسوس ( = بپوش )
* غذا که می خواد بخوره قاشق نمی گیره ... و با دست دونه دونه برنج رو میذاره دهنش و بعد یه خورده که می خوره دستاشو بالا میاره و میگه دس سی ( = دستشویی ) و بین غذا خوردن دو سه بار باید پاشم و دست شو بشورم . وقتی هم که به دستش مایع دستشویی میمالم با ذوق بهم نگاه میکنه !
* به مامان بزرگ هاش میگه مامان و به بابابزرگاش میگه بابا . البته کسی بهش یاد نداد و خودش این طور صداشون کرد . داداش و عمو و عمه و خاله رو هم خیلی قشنگ مثل ادم بزرگا میگه !
* وقتی یکی رو که دوسش داره رو بعد از مدتی میبینه خیلی باحال میگه سیام ( = سلام ) وقت خداحافظی هم دستشو از مچ می گردونه و میگه خساسس ( = خداحافظ ) یا میگه بایای ( = بای بای )
* چند شبه که شبا قبل از خواب براش کتاب قصه میخونم . دیگه ول نمی کنه و هی دو باره و دوباره میگه بوقون ( = بخون ) منم وقتی که دیگه چشام کور میشه و نمی دونم چطور از دستش خلاص بشم چراغ و خاموش میکنم .
* و معمولا وقتی که حسابی کار خونه سرم ریخته میاد و دستا شو تا جایی که میتونه بالا میاره و میگه بخل ( = بغل ) یا میگه بالا .
* وقتی می خواد یه کلمه ای رو با تاکید بگه مثلا بگه بغلم کن میگه بَ بغل ... یا با بالا .
عاشق اینه که تو ایینه ی دست شویی خودشو ببینه . معمولا وقتی پاشو می شورم باید جلوی ایینه مدتی داشته باشمش !
* خیلی وقتا بهمون زور میگه و مجبور مون میکنه از روی صندلی پاشیم تا اون بشینه . یا یه میوه یا یه چیزی رو که دست کس دیگه ای هست رو می خواد . برا همین معمولا اول میذاریم نی نی انتخاب کنه . و همیشه هم بزرگتر و بهتره رو انتخاب میکنه !
* مدتیه که یهو از این رو به اون رو میشه . از یه نی نی ناز و ملوس یهو تبدیل به یه موجود لجوج و جیغ جیغو می شه و تا یه چیز میشه قهر میکنه یا جیغ و گریه راه میندازه . وقتایی که بدون لج
گریه میکنه با یه دست جلوی دهن و بینی شو میگیره و حسابی خوردنی میشه .
* جمله هم میسازه ... البته حدود ۴ ماه پیش اولین جمله شو گفت . اب بده !
                 اب بازی 
* عاشق اب بازی تو اتاقه . که بهش میگه اببادی ( = اب بازی ) .
* وقتی صداش کنیم با دهن باز میگه ها ؟ بعد ما میگیم ها نه بله ! اونم زودی میگه بله .اسمشم میگه آآنه ( = ریحانه )
* به توپ و بادکنک میگه بوب .
* اعضای بدنش رو میشناسه و از حیوونا هاپو و گاو و ببعی و مرغ و ( که به همه نوع پرنده میگه گدگدا ) ماهی و  گربه رو میشناسه و صداهاشونم میدونه .
* و همیشه هم افعال معکوس بکار میبره و هر چی رو که بخواد و ازش بپرسیم که اینو می خوای میگه : نه !