نی نی ما
کلمه های با مزه ی نی نی :
جامبدابدابدی =جامدادی ( ب کسره داره )
بَلوبَک = مارمولک
یَختَب = رخت خواب
لابش = بالش (ب کسره داره )
پُگُلال = پرتقال
ماکایوئی یوئی یوئی = ماکارونی
گوخَ یَ یَ یَ یَر = گورخر
فِفِر = ویفر
موت = مهر نماز
گمی گمون = رنگین کمون ( برنامه کودک )
نی نی مون لهجه ی ترکی داره ! نمیتونه ق رو تلفظ کنه و بجاش میگه گ . ف رو هم کمی غلیظ تلفظ میکنه و وقت ف گفتن یه فوت از دهنش میاد بیرون .
نی نی عاشق کتابه . صبح که از خواب پا میشه قبل از هر چیزی میگه مامان کتاب ! بر خلاف داداشش که قبل از شستن دست و روش تلویزیون رو روشن میکنه و تا بوق سگ هر چی نشون بده میبینه ! نی نی شعرای منوچهر احترامی ( خدا بیامرزدش ) رو خیلی دوست داره . خدائیشم ما هم که بچه بودیم دوسشون داشتیم . شعرای روون و قشنگ . نی نی عاشق این شعراست . اونا رو دست و پا شکسته میخونه . حسنی نگو بلا بگو ... حسنی ما یه بره داشت ... گربه ی من ناز نازیه ... دزده و مرغ فلفلی و بیشتر از اونها سلیمون بابا سلیمون ...
کتاب شعرای ناصر کشاورز هم خوبه کل کتابای نی نی کوچولو و نی نی تپلی و چاقاله بادومشو دوست داره ... البته اینا همش کتابای داداشش بوده که رسیده به نی نی . اونقدر کتاب داره که دیگه نیازی خرید کتاب نیست . چون پسرم از کتاباش خوب نگه داری کرده تقریبا همشون نوئن .
وقتی جائیش درد بگیره با ناله میگه : دَدَم اومد !
نی نی مون از قبل از 2 سالگیش ( درست یادم نمیاد از کی ) نقاشی هاش پر بود از دایره های ریز و درشت ... منو باباش خیلی تعجب میکردیم که یه بچه به این کوچولوئی همون اول بسم الله بتونه دایره بکشه ! این نقاشی شم مال اوائل اذره . قبل از تولد دو سالگیش .

اینم نقاشی ماهی ( سمت چپ قرمز ) . تقریبا مال همون موقع هاست ...

تازگیا میاد و میبوستمون و با محبت نگاهمون میکنه
و میگه دوست دارم !
باباش خرید کرده بود و بین چیزایی که خریده بود شامپو صحت هم خریده بود . نی نی که اونو دید با ذوق فریاد کشید سامپو صحّت ! از اینجا فهمیدم که تبلیغات چقدر موثره ! تا مدتها اونو گرفته بود تو بغلشو ازش جدا نمیشد . تازه هوس حموم هم کرد !
خواستم مثلا نی نی رو از پوشک بگیرم . هر کاری میکنم جیشو نمیگه تازه سرپاشم که میکنم ، نمیکنه و بعد از بیرون اومدن خیس میکنه . منم پشیمون شدم
وقتی توی دستشوئی بهش میگم جیش کن جیشششش ... اونم میگه جیشششششش بعد یه جور با افتخار نگاهم میکنه انگار که مثلا چه گلی به سرم زده !
از بس خیاطی کردن مامنشو دیده هوس خیاطی کرده بود و نزدیک بود با قیچی چادر مشکی مو ببره !
نمیدونم کی قفل موبایلمو باز کرد و گوشت افتاد دست گربه ! منم متوجه نشده بودم . نی نی خانوم رفته توی مموری کارتم و یهو صدای یه اهنگ بلند شد . نی نی مثلا خواست من نبینم که چیکار کرده موبالیو پشتش قایم کرد و خودشو زد به اون راه . دیگه فکر نکرد که صدای اهنگه هنوزم داره میاد !
* خانوم مدیر جونم مدتیه که مسافر کوچولوش بدنیا اومده و اسمشم گذاشته محمد امین .![]()
![]()
مبارکتون باشه خانوم مدیر ...![]()
![]()
![]()
![]()
* بابام یه میلیون تومن بهم هدیه داده ! هوراااااااااااا![]()
* ما پارسال یه خونه ی نیمه کاره ( فقط دیوار ) 60 متری خریدیم و از اول پائیز تا الان داریم خرجش میکنیم . حیف که عید نمیتونیم خونه ی خودمون باشیم ... زیاد حسودی اون یه میلیونو نکنین اونم رفت تو شکم خونه مون . البته الان تقریبا بیشتر کارا انجام شده آستری کچ کاری و سنگ کاری پله ها هم تموم شده .![]()
* کلاس خیاطیم تقریبا به اخراش رسیده ...
خدا رو شکر امسال تموم لباسای عیدم از مدتها قبل اماده است .
مانتو ، شلوار ، پیراهن ، مقنعه ، چادر ، دامن و .... فکر نکنین چون لباسامون اموزشی بوده پر از ایراده ها ! نه . ما اونجا همش سایز خودمون میدوختیم و اولش کوک شده پرو میکردیم بعد خانوم اگه اشکالی بود میگفت و ما درستش میکردیم . تازه منم چون از قبل کمی خیاطی بلد بودم در انتخاب پارچه ازاد بودم !
* یه نصیحت : هیچ وقت برای وبلاگ های تخصصی نظر نذارین .چون عمرا جواب تونو نمیدن !![]()
نی نی کوچولوها روز به روز بزرگتر میشن و مامان و بابا ها روز به روز پیر تر ... عمر مثل باد میگذره و از جوونی مون فقط عکسها و نوشته هاست که به یادگار میمونه ...