سلام

از تلویزیون داشت یه برنامه در مورد ایت الله مطهری پخش میشد و اخرش هم بازسازی صحنه ی شهادت رو نشون داد . دخترم گفت : مامان چی شد ؟ براش توضیح دادم که ادم بدا اون حاج اقا رو شهید کردن . پرسید چرا ؟ گفتم چون اون اقای خوبی بود ادم بدا دوسش نداشتن . یهو با یه هیجانی گفت من ایت الله رو میارم خونه بهش امپول میزنم . من امپول دارم ! گفتم واسه چی امپولش میزنی ؟ گفت تا زنده بشه !

* کلمه ی ایت الله رو از تلویزیون یاد گرفت و اولین باری بود که میگفت .

خلاصه اگه دختر من اون سالها زنده بود الان شهید مطهری هنوز زنده بود !

 داشتم به این فکر میکردم که از معلم هام کدوماشون بیشتر در ذهن من موندن و بیشترین تاثیر رو در زندگیم داشتن ... از معلم هام فقط چند تایی شون یادمه بیشتر اونهایی که فامیلی شون به راحتی قابل فراموشی نبود ! مثلا خانوم گلابی که هم فامیلیش هم یه خال گنده کنار بینیش که همیشه نگاهم روی اون بود هنوز تو ذهنمه . یا خانوم دراج یا بوداغی ...

از معلم های دبیرستان یه معلم انشا داشتیم که لهجه ی عربی داشت و ( و ) و یه مدلی تلفظ میکرد که از درساش هیچی یادم نیست اما اون ( و ) مخصوصش یادمه ! حالا شاید این لهجه برای جنوبیا زیاد تو چشم نیاد اما توی شمال خیلی تابلو بود .

چند تایی هم از اقایون تو ذهنم هستن . طفلکیا درس میدادن منم از چهره شون نقاشی میکشیدم . الان از اون نقاشی های سه گانه ام ( اقای فغانی . هدایتی و ... ) عکسی ندارم اما اخرش میذارمش اینجا . اوف اون قضیه ی نقاشی کشیدن تو مدرسه هم خیلی اعصاب خورد کن بود . چه عکس معلما چه نقاشی از چهره دختر یا نقاشی سوباسا یا لاکی لوک و ... هی کاغذ پشت کاغذ . نمیتونستی هم اعتراض کنی . همچین بایکوتمون میکردن که !!!!!!

یه معلم زبان داشتیم کلاس دوم راهنمایی . خودشد برامون میکشت ! اخرشم معلم نمونه شد که واقعا حقش بود .

ولی تموم زندگی ام و موفقیت هامو مدیون معلم کلاس اولم هستم ...

همون کسی که الفبا رو بهم اموخت

اونی که بهم یاد داد باید به عهد مون وفادار بمونیم و وقتی گفت اگه کسی املا بیست نشه کتک میخوره سر حرفش بمونه و به جز 4 – 5 نفر بقیه ی کلاسو صف کنه و یکی یه دون از اون چوبهای گلش بهمون بده تا خل نشیم .

همون که هر چی سر زنگ املا با ناله ازش بخوای بری بیرون و اون با اخم بگه املاتو بنویس و بعدش که از زیر پا چشمه ای جوشید به کسی نگه که تقصیر از خودش بوده

وقتی که یکی از بچه های حسود وسط کلاس جامدادی چرمی زیبایی که بابات چند روز قبل برات خریده بود و نمونه اش رو تا بحال ندیدی رو از پنجره به حیاط پشتی پرت کرد و هر چی التماس کردی که بری بیاریش اجازه نداد و زنگ تفریح به دو رفتی و دیدی اثری ازش نیست !

همون که الان هر بار مامانتو میبینه هی ازت تعریف میکنه و قربون صدقه ات میره

بله ... خانوم شهربندیان ! معلم دلسوز تر از این هم مگه میتونه باشه ؟

 

* الان فهمیدم چرا هیچی نشدم !

* از تمام معلمهایی که منو بنده ی خود کردن میخوام که منو به خاطر همه ی شیطنت هام و تمام تو کلاس یواشکی خوردن ها و مجله خودنهای در طول کلاس و تموم نقش بازی کردن های منو ببخشن . ( میدونستم معلم از اونهایی که خودشونو قایم میکنن بیشتر درس میپرسن تا مچ شونو بگیرن منم موقع درس پرسیدن چنان با اعتماد به نفس و لبخند به معلم نگاه میکردم که کمتر پیش میومد منو ببرن جلو ) البته اگه اینجا رو میخونن .

* معلم های عزیز خسته نباشید . روزتون مبارک . خوب حالا گوشاتونو بگیرین لطفا ! آ خ ببخشید چشاتونو ببندین لطفا !

* ولی از حق نگذریم از همه بیشتر تعطیلات دارن و کل تابستون رو ازادن . بیشتر از بقیه ی کارمندا میتونن وسط کار بی کاری بدن یا با بقیه بچه ها بحث راه بندازن و حرف بزنن و بخندن ولی خدائیش از همه شاکی تر هم اونان .  اینم بگم که البته نه همه شون

اینو در جواب اسمان که تازه اعتراف کرده معلمه نوشتم :

همیشه بیشتر معلما از کمی حقوق و مزایا و پاداش و .... مینالن
کجاست اون معلمی که واقعا دل بسوزونه برا شاگرداش ؟ ( اره اسمان جون اینجا پیاز داغش زیاد شد  )
همین معلم پارسال پسرم دو شیفته کار میکرد وقتی به شیفت پسرم میرسید اغلب بچه ها رو سرگرم میکرد که مثلا از همدیگه درس بپرسین یا نقاشی بکشین یا برین ورزش یا برین نمازخونه کارتون ببینین بعد خودش یا میرفت اتاق استراحت میکرد یا همون تو کلاس سرشو میذاشت رو میز و میخوابید !
بعد همش پول میخواستن برای کلاسهای جبرانی و ...
معلمای خودمم که تو کلاس درس میدادن اما اصلا متوجه نمیشیدم
بعد به بچه ها میگفتن میتونین بیاین خصوصی براتون تدریس کنیم
اونهایی که میرفتن کلاس خصوصی شون میگفتن خیلی خیلی واضح و قابل فهم میگن و تازه نمونه سوالات رو هم در اختیار میذاشتن که تقریبا عین سوالات مدرسه بود
هر سال هم بعضیاشون چشم شون به کادو های گرونه !
معلم دختر برادر شوهرم چند سال پیش یه روز قبل از روز معلم ازشون دونه دونه پرسید چی میخواین برام بگیرین ؟ اون دختره هم جلو دوستاش سختش شده و خواسته قپی بیاد گفته من طلا میگیرم !
فرداش معلم که دید طلا نگرفته بهش گفته طلات کو پس ؟ اونم گفته این اولش بود طلا هم میارم ! بعد هر چی ناله و داد و بیداد کرد کسی براش طلا نگرفت ببره به معلم بده باباش گفت با پول خودت بخر . اونم سی تومن پیاده شد تا یه انگشتر پر پیازی برا معلم بگیره !!!!
البته معلمای مدرسه های غیر انتفاعی چون پول خون باباشونو از ننه بابای بچه میگیرن مسلما توجه و تدریس شون خیلی بهتره اما امان از اون معلم هایی که فکر کنن حقوقشون معادل زحمتی که میکشن نیست ...

و این وسط هم کم نیستن اون معلم هایی که واقعا دلشون برای شاگرد میسوزه یا بر حسب تکلیف تموم تلاششون رو برای تدریس درست انجام میدن که واقعا اجرشون با خدا .

اسمان جون ببخش عزیزم اگه فکر کردی من کلی گفتم . نه بابا . مگه خودم نگفتم یه معلم داشتیم نمونه شد ؟ تو که خودت یه تیکه ماهی . راستی اسمان !!! مگه نگفتم معلما اون مطلبو نخونن ؟ هان ؟ ( ایکون یه ادم اخموی دست به کمر زده )

** امروز مامانم اینا و خواهر سومی ام و همسرش میان اینجا . چند روزی ممکنه کمرنگ بشم اما تا جایی که بشه نظر ها رو تایید میکنم

** در مورد تهدید پسرم که گفته بودم اینم بگم که اون بلده وارد اینترنت بشه و کار کنه اما اجازه ی استفاده از اینترنت رو بدون نظارت ما نداره . معمولا برای تحقیق شاید لازم باشه سرچ کنه یا برای کارهای ثبت نام مدرسه و اینها که اونم اون ناظره و ما انجام میدیم .

** دلم بارونیه  این یه اسم رمزه !

*** عجب جنجالی درست شد با این پست !!!! اقا من الان دستامو کامل بالا گرفتم و اعلام میکنم که تسلیمم ! غلط کردم ! همه ی معلما نمونه ان . بیستن با اینکه بعضیاشون تو بیست دادن خسیسن  خوب من گفتم که من چون چهارتا معلم دم دستمون اینجوری بودن همونو نوشتم اصلا منظورم این نبود که همه اون جورین ! معلومه که ادم مومن و معتقد و با ایمان تو کشورمون زیاده . مسلما هم سر و کله زدن با این همه بچه ی شر و شیطون حرف گوش نکن و درس نخون خیلی سخته و تحملش دشواره . ما تو خونه با دوتا شون اعصاب برامون نمونده حالا فکر کن ۲۰ تا یا ۳۰ تا باشن دیگه چی میشه ! اونم بعضیاشون بیش فعال باشن یا کم هوش ! دیگه میشه اخر خر بیار و باقالی کنی ! خوب اون موقع که این نوشته ها رو تایپ میکردم همش تلخیا اومد تو ذهنم الان میبینم که نه زیاد هم حرفم درست نبوده ! البته من فقط مقایسه کرده بودم کار اونها رو با کارمندهای دیگه . مثلا یه کارمند بانک که هر روز کلی براش مراجعه کننده میاد و .... حالا بگین معلما بیشتر شاکین یا کارمند های دیگه ؟( اینم از زهر پاشی دوم )