سلام

وقت امتحاناته و برای مامان هائی که بچه مدرسه ای دارن روز های سختیه .( بماند که برای دانش اموزها سخت تره ) پسر من که کلاس دومه اونقدر بی خیاله که من اتیش میگیرم . حالا درسته که ما خودمون وقت امتحان کک مون هم نمیگزید (البته فقط دوره ی دبیرستان ) ولی هر چی بود ابتدائی و راهنمائی که بودیم حسابی درس می خوندیم و از بابا و مامان و مدیر و ناظم و معلم و مبصر و بچه های بزرگ تر از خودمون که میترسیدیم .

ولی بچه های این دوره زمونه از هیچ چیز نمی ترسن . عجیبه والله .از هیچ چیز نمی ترسن !! (این خیلی خطرناکه )

هر جور بد دهانی و تنبلی و شیطنت که بگی و فکرشم نمی تونی بکنی دارن .( خدارو شکر پسر من از این کار ها نمی کنه ولی از دیگران یاد میگیره و تو خونه از زبون دوستاش اونا رو تکرار میکنه و منو میترسونه ).هیچ روشی هم برای این بچه ها جواب نمیده چه روش تنبیهی چه تشویقی . اون قدر صفات رذیله تو این بچه ها جمعه که گاهی با خودت میگی پس ابلیس کیه ؟ تنبلی (دلشون میخواد غذا رو لقمه کنی بدی دهنشون و صبح تا غروب بشینن سی دی های رقص و اواز ببینن یا پشت کامپیوتر بازی های خشن بکنن و سر ببرن و تیر بزنن) بی نظمی و ریخت و پاش اتاق ها ( وقتی از مدرسه یا بازی میان خونه از دم در دونه دونه لباس و شلوار و کیف و کلاه و میرسیم به اتاق شون دفتر و مداد و .........هر کدوم یه طرف و اخرشم مامان بیچاره باید همه رو جمع کنه و بزاره سر جاش ) بی ادبی (اگه چیزی بخوان با حالت طلبکارانه و دستور ...مامان و بابا هم که کشک ) فحش و بد دهانی (هر جور فحش ناموسی و مادر و خواهری ... ) کتک زدن و ازار جسمی و روحی دیگران (برای هر اسم و فامیل یه متلک یا یه حرف مسخره در میارن و دیگران رو مسخره می کنن ) دروغ و تهمت و .....( البته از حق نگذریم بعضی ها هم مثل گلن مثل پسر من که اگه کمی با نظم تر بشه واقعا ماه میشه ) اخه به این ها هم میگن بچه . اینا گرگ خون خوارن ( دور از جون بعضی ها ) . این ها اشرار اینده ان . بهتره زنگ بزنم 110 بیان جمع شون کنه ببره