دیروز پسرم که از نانوایی اومد همین که منو دید شروع کرد به گریه . من مات و مبهوت سر تا پا شو نگاه کردم ببینم دیگه کجاش شکسته یا خون اومده ولی چیزی ندیدم . پسرم با گریه گلوشو به من نشون داد . قرمز شده بود .اون گفت وقتی نانوائه نون سنگک و پرت کرد به طرف اون یه سنگ داغ که همراه نون ازتنور بیرون اومده بود پرید تو پیرهنش !! وحسابی گلوی اونو سوزونده بود .

من نمیدونم چرا سر این پسر من این همه بلا میاد .تو این 3-2 ماهه اخیر بارها زخمی شده .یه بار پیشونی اش شکست و بخیه شد (موقع بازی ) بعد چونه اش زخمی شد (تو اردو دوستش هلش داد و ناظم بعد از پانسمان رسوندش خونه ) بعد در حالی که چونه اش باند پیچی بود از رو دوچرخه افتاد و دماغش شکست و بعدش سرما خورد و با دماغ شکسته نفس هم نمیتوست بکشه و2 تا امپول هم خورد ( و اونقدر خواهر کوچولوشو بوسید که اونم مریض شد ) چند روز پیش هم که یه اسیب روحی بهش وارد شد (بعد از کچل شدنش تو کلاس بچه ها مثل وحشی ها میریزن سرشو در حال مسخره کردن پس گردنی هم بهش میزدن که معلم میاد و با داد و کتک پسرمو نجات میده ) الان هم که ...حالا بین این حوادث چقدر خورد زمین و خراش برداشت و اتفاقات جزیی بماند اون دفعه معلمش به من گفت براش صدقه بدید .

با این اوضاع شما فکر می کنید روزی چقدر صدقه بدم ؟؟