سلام

اول بذارین چند تا نفس عمیق بکشم ! هاااااااااااااااااااااااااااااااه     هوووووووووووووووووووووووووه !

بذارین یکم اعصابم بیاد سر جاش !

همین الان یه پست با سایز سایه ای نوشتم همه اش پرید !
یه عادت بدی که دارم اینه که همینجور انلاین تو بلاگفا مینویسم و ثبت میکنم .
سرعت اینترنت مونم زیاده تا یکی از گزینه های مدیریت رو اشتباهی روی صفحه ی پست مطلب جدید زدم ، تا بخوام بفهمم و یه لحظه خشکم بزنه  فوری صفحه جدید باز شد و همه نوشته هام ناپدید شد !
دکمه ی بَک هم فایده ای نداشت !
اگه اینترنت مون زغالی بود لا اقل یه کپی میتونستم از روش بگیرم . حالا هی بگین اینترنت زغالی بده !
ولی من تسلیم نمیشم !

...

یه دوستی دارم که تازگی بچه دار شده ، حتما ازم توقع داره که هر چند وقت یه بار زنگ بزنم حال خودشو بچه اشو بپرسم

یه دوستم شوهر خواهرشو کشتن ، حتما توقع داره اقلا یه زنگ بهش بزنم برای دلداری و تسلیت

یه دوستم ۶ ماه پیش عروش شد ، حتما توقع داره که بعد از این همه مدت یه زنگ بزنم و از زندگی متاهلیش بپرسم

یه دوستم خیلی منو دوست داره و بهم وابسته اس ، حتما توقع داره من هر روز ۱۰ دقیقه ی ناقابل برای اون وقت بذارم

بعضی از دوستام خیلی تنهان ، حتما دلشون میخواد هر از گاهی زنگ بزنم و از تنهایی دربیان

بعضی از دوستام مریضن ، حتما توقع دارن تلفنی ازشون عیادت کنم

بعضی از دوستام خیلی وقته که خبری ازشون ندارم ، حتما توقع دارن زنگ بزنم و خبری ازشون بگیرم یا وبلاگی بهشون سر بزنم

بعضی از دوستا یا فامیلا و اشناها هر وقت تولدشون میشد بهشون تبریک میگفتم ، مسلما الانم که دونه دونه تولداشون میرسه توقع دارن بهشون تبریک بگم

بعضی از دوستام چند باره که اومدن وبلاگم و نظر گذاشتن ، مطمئنا توقع دارن که منم برم و مطالبشونو بخونم و نظر بذارم

معلم خیاطی هم توقع داره همه ی چیزهایی که یاد میده تند و سریع اماده کنم و ببرم براش

از بین فامیل بعضیا ازدواج میکنن یا بچه دار میشن و خودشون و خانواده شون تا فامیل درجه دو شون توقع دارن که من زنگ بزنم برای تبریک . بعضیاشون داغ میبینن و انتظار دارن تماس بگیرم برای تسلیت !

مادر و مادر شوهر و خواهرام هم که جای خود دارن . دائی و خاله و عمه و عموی خودم و شوهرم هم که مطمنئنا برای صله رحم هم که شده باید اقلا برای اعیاد بهشون زنگ بزنیم و حالشونو بپرسیم .

جاریمم توقع داره چون یه موقع بیمارستان بستری شده من هی زنگ بزنم و حالشو بپرسم !!!

خواهرمم تازه بچه دار شده و لابد توقع داره روزی یه بار اقلا از حالشون جویا بشم

پسرمم توقع داره من بهترین مامان دنیا باشم و کاری به کاراش نداشته باشم بذارم هررررررررررر کاری که میخواد بکنه و چیزی بهش نگم یا به باباش اطلاع ندم !

دخترمم توقع داره من یا همبازیش بشم یا قصه گوش !

و شوهرم که اخر همه ی توقع هااااااااااااااااااست ! اون قطعا میخواد که من فقط و فقط به خانواده برسم و هیچ مشغله ی دیگه ای جز اونا نداشته باشم و هر چی ارتباطم کمتر شوهرم راضی تر و شادتر ! اون توقع داره من بهترین اشپز با سلیقه ترین زن مهربون ترین مادر و بهترین همسر باشم !

و در اخر من ، من هم توقع دارم . توقع دارم که خدا ، من و خانواده ام رو در پناه خودش حفظ کنه و هیچ وقت سلامتی رو از ما نگیره و هر حاجتی که داشتم اجابت کنه و روزی مون همیشه پر و پیمون باشه و همیشه موفق باشیم و اخرشم عاقبت بخیر بشیم .
توقع زیادی دارم ؟
نه ندارم . از خدای قادر و توانا و بخشنده و مهربون ،اینا توقع زیادی نیست . توقع داشتن از خدا خیلی بهتر از بنده ی خداست . بنده همیشه یه جای کارش میلنگه . مثل من که نمیتونم توقع خیلی از شماها رو براورده کنم !

از هیچ کس توقع نداشتن باعث شادی بیشتر خودمونه . انتظارها هیچ وقت کامل براورده نمیشه و اکثزا باعث دلخوری میشه . اگه توقع از کسی نداشته باشیم و اون فرد کاری برامون کرد ، برامون لذت بخش تره تا اینکه فکر کنیم طرف داره وظیفه اشو انجام میده ....

* ازت معذرت میخوام خدیجه جون . واقعا شرمنده . امیدوارم چیزهایی که برای توجیه کارم برات نوشته بودم بهت رسیده باشه ...

* لطفا نوشته های منو گله امیز نخونین . و خواهش میکنم براورده نشدن انتظاراتونو بذارین پای مشغله های زیاد من . همون طور که منم میذارم پای مشغله ی شما

* شوهرم گفت چیکار میکنی این همه وقت پشت سیستم ؟ قصه ی حسین کرد شبستری مینویسی ؟ گفتم یه بار نوشتم همش پرید دارم دوباره مینویسم ... گفت عجب پوست کلفتی هستی ! من بودم ول میکردم !

مَردن دیگه بلد نیستن بهتر از ادم تعریف کنن !
* تولد حضرت مسیح هم مبارک

* راستی شروع کلاسهای (خیاطی )شبونه مون یه هفته عقب افتاد بازم صبح ها خونه نیستم 

* اها یه چیز عجیب ! یه خواننده ی وبلاگم (یه اقای محترم) اومده گفته من همینجوری یه رمزی وارد کردم رفت تو ادامه مطلب من موندم همینجور مبهوت ! چون گفته فقط با سه بار وارد کردن رمز درست در اومده !!! اصلا باااااااااورم نمیشه ! یعنی چند در هزار ممکنه اینطور بشه ؟