باز باران با ترانه
میخورد بر بام خانه
یادم آرد کربلا را
دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را
با صدای گریه های کودکانه

سلام

اربعین امام حسین و یاران شون رو به همه ی دوستداراشون تسلیت میگم ...

* صدای محمود کریمی رو که یه شعر درباره ی حضرت زینب خونده شنیدین ؟(زینب) واقعا قشنگه

واقعا که کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود ...

* اون شعر بالا از یه اس ام اس نوشته شده . اگه غلط دستوری یا قافیه ای داره یقه ی (۱)سراینده اشو بگیرین ولی اگه با عشق بخونین به نظرتون بی عیب و قشنگ میاد ...

(۱) گفتم یقه ، از بس این روزها از یقه خوندم یهو با خودم گفتم یقه اش چیه یعنی ؟

* چهارشنبه امتحان کتبی خیاطی رو دادم . چند روز اخر واقعا درس خوندم اونم با کمردرد شدید ! از چند روز قبلش شروع شد و یه روز مونده به امتحان انگار تو کمرم یه سوزن بود نمیتونستم خم و راست بشم !
خیلی دلم میخواست ۱۰۰ بشم ولی بخاطر بی دقتی ۲ تا سوالو اشتباه جواب دادم  هر سوال هم ۳ نمره ! چند روز دیگه که جواب امتحانو اعلام کنن نوبت امتحان عملی رو میزنن و میریم برای بازداشت یه روزه (یه روز از ۸ صبح تا ۵ غروب) باید از روی نمونه ی طراحی شده ای که بهمون میدن اندازه ی خودمون لباس بدوزیم ! بدون هیچ ارتباطی با بیرون و بدون غذا و زنگ تفریح ! (البته گفتن میتونین برای خودتون خوردنی بیارین) . اینا رو نوشتم برای اونایی که نمیدونن امتحان خیاطی چطوریه وگرنه خانومای خیاط که خودشون استادن ! ۱۰ سال پیش که دو تا خواهرام داشتن دیپلم خیاطی میگرفتن باید خودشون چرخ میبردن و دو روز از صبح تا ظهر می موندن ... ولی الان همه چی اونجا هست حتی کاغذ هم باید از اونجا بگیریم تا از قبل الگو رو اماده نکرده باشیم

* حدود ۴ ماهه که کلاسم شروع شده و تقریبا تموم شد . ( دوره اش تقریبا ۶ ماهه اس ) معلم خیاطی گفته از فردا برم برای دوره ی ژورنال و شب و عروس . البته در کنارش باید اون چند تا درس باقی مونده ی نازک دوز رو هم بگذرونم مثل شلوار کردی و پیژامه و ... و چند تا مدل نوزادی

* از چند روز پیش ۳ تا پیام اومد برام که ۸ ختم قران هدیه به امام رضا سهم شما صفحه ی فلان . یه عدد به این شماره اضافه کنین و به ۸ نفر دیگه بفرستین نفر اخر ختم به فلان شماره اطلاع بده
خب تا اینجاش خیلی هم خوبه . ولی پیدا کردن ۸ تا ۸ تا ادمی که بخوای براشون بفرستی یه خورده سخت میشه ! اونم تو وقت امتحانا که به دانشجوها که نمیشه فرستاد به بعضیا هم که نمیرسه بعضی از فامیل و رفیقا که شاید اهلش نباشن ... دیروز تقریبا اعتبارم ته کشید تا بهاون همه ادم ، اون پیام دو سه صفحه ای رو بدم . اونم در حالی که دستامو کنار پنجره بالا گرفتم و هی به گوشی قسم میدم که خواهش میکنم بفرست ...ادم با خودش میگه هر هشت تا ختم رو خودم تا تهش بخونم ولی اون جور چشم به انتن لرزون گوشی ندوزم !
خلاصه خواستم از دوستایی که بهشون این پیامو دادم عذر خواهی کنم که شاید به دردسر شون انداختم ولی دیگه بهتر از شما سراغ نداشتم ! بقیه شاکی نشن که مگه ما بد بودیم و ... نه داداش شما عالی ! شما تاج سر ، ولی درس و مشق یا بچه کوچیک داشتی نخواستم اذیتت کنم !

راستی ! الان یه چیزی تو ذهنم اومد ! این اس ام اس ۸ ختم بود و هر ۸ نفر اگه به ۸ نفر بخوان بفرستن که هر صفحه خیلی بیشتر از ۸ بار خونده میشه ! چه جوریه پس ؟  باید هر نفر به یه نفر بفرسته تا جور در بیاد ! درسته ؟ نه ؟

* راستی شهادت این دانشمند هسته ای مون هم واقعا تلخ بود . خدا رحمت کنه شهید احمدی روشن رو . خیلی دلم سوخت ... هم سن خودم بود .......

به ترور دانشمندان ایران اعتراض کنید

نمیدونم با این همه ترور اشکار چطور اونا به ما انگ تروریستی میزنن ؟!

* الان خواهرم مهتاب نجفه ... فردا هم میرن کربلا ...خوش به حالش ....... الهی که به سلامت برگردن ... ایکاش بشه وقت برگشتشون منم بتونم برم شمال . اخر این هفته میان یعنی ۲۹ ام . اول بهمن چند روز تعطیلی داره و چند تا بین تعطیلی که خدا کنه امتحان عملیمو نندازن اون روزا که اخر بدبیاریه !
مهتاب جون زیارتت قبول ...