کامنت مامان زینب (دخمل ناز) :

سلام [قلب]
واااااااااااااااااای این همه کار با مزه میکنه دخترت و بازم دنبال یه کار جدیدی [خنده]
قطار درست کردناش خیلی باااااااااااامزه اس[خنده]
نوشته بودی دخترت ماکارونی رو لالا میداده یاد دخترم افتادم که به زور میبردمش دستشوئی میگفتم جیش کن ! جیش داشت ولی از بس قد بود نمیکرد میگفت جیش لالا کرده ! میگفتم بیدارش کن ! میگفت بیدار نمیشه میگفتم صداش کن میگفت اه خب بذار لالا کنه !!!
[نیشخند]

سفره هفت سین ها هم قشنگ بودن . مخصوصا اون هایی که داداشات خودشون چیدن
راستی تولدت کیه که وقتی بسته اومد در خونه تون فکر کردی برای تولدته ؟

کامنت برای نهاد :

سلام نسرین جون
خوندم نوشته هاتو
تولد ۴ سالگی وبلاگتم مبارک

کامنت نگار (همیشه ۱۳):

سلام نگار جون
چه حس غریبیه خونه های اشنا ... محله ی های اشنا ... ادمهای اشنا ....
و یه روز هم همین روزها باعث حسرت میشن ......

کامنت مائده (ندانسته های من):

سلام
بعضیاش شده ولی بعضیاش نه [نیشخند] البته اون بعضیاش فقط اولی بود [خجالت]

کامنت زری (گلهای من):

سلام ....
تسلیت میگم این ایام رو ....

خوندم مطالب قبلی رو ...