سلام

دیروز صبح با بدبختی دخترمو بیدار کردم و با عجله بردمش مهدش . طبق معمول دیرش شده بود . بعد یهو به ذهنم زد که برم پی گرفتن جواب ازمایش و گرفتن نوبت از بیمارستان و ....
وقتی برگشتم خونه ، صاحب خونه مون گفت وقتی من نبودم از مخابرات اومدن برای وصل کردن خط جدید . یعنی صاحب خونه مون که یه خط داشت یکی هم ما داشتیم و بهشون گفتیم که میخوایم موقع رفتن انتقال بدیم ، بعد ایشون بخاطر اینکه بعد از ما به هر حال نیاز دارن که یه خط دیگه برای مستاجر احتمالی شون داشته باشن تقاضای خط جدید کردن و اونام بدو بدو اوردن ! و چون فکر نمیکردن به این زودی از مخابرات بیان فعلا لازم ندونستن که به ما خبر بدن ! 
و از اونجایی که ما نبودیم ایشون با کلیدی که داشتن در رو بی زحمت (به قول خودش) باز کرده و مامور مخابرات رو راه داده تو . بعد سیم ما دو رشته ای بوده اون مامور مجبور شده سه رشته ای بذاره ...

خانوم صاحب خونه عذرخواهی کرد که در رو باز کرده و منم گفتم اشکالی نداره کلید دارید برای همین وقتا دیگه ... بعد من از صاحب خونه پرسیدم حالا امتحان کرد ببینه بوق داره یا نه ؟ دیدم میگه اره امتحان کرد من رفتم تو اتاق تون اولش گوشی تون بوق نداشت بعد وصل شد !!!!!!!!!!!!!

(چی ؟؟؟ تو اتاق مون رفته ؟؟؟؟ یعنی چی ؟؟؟ اون که اجازه نداشت !!! وای خدا رخت خوابا جمع نشده بود !!!! سفره ی صبحانه پهن بود که !!! وای اسباب بازی و کتاب دفترای بچه ها که توی حال ریخته بود !!!! ..... )

یعنی منو کارد بزنی خونم در نمیاد !!!!

دوستان عزیز ! توجه داشته باشید این یه ضرب المثله ها ! نخواین یه وقت روی من امتحان کنین ؟؟؟؟

حالا از دیروز اینقدر اعصابم خوررررررررررررده که نگو ! بحث ِ نا مرتبی اتاق نیست بحث سر حریم خصوصی ادمهاست !

شوهرم میگه ولش کن خب چیکار میکرد ؟ من با عصبانیت گفتم : خب میگفت من اجازه ندارم برم تو اتاقشون بذارین هر وقت اومدن خودمون سیم ها رو چک میکنیم ! مگه کاری داره وصل کردن سیم ها ؟ اینو خودتونم میتونید مثل همون موقع که خط جدید خودشونو اورده بودن ! پسر بزرگه اش هم میتونست ... لازم نبود که بیاد تو اتاق !!!!! فکر کرده ما بَبوئیم ! به بهانه ی شاید نباشین و مامور اب و گاز و برق بیاد ازمون کلید گرفتن و کلید خودشونو دادن که ما ناراحت نشیم بعد زود اومدن به بهانه ی کلیدمونو جا گذاشتیم ازمون گرفتن و موقعی که ما کلیدمونو لازم داشتیم دسته کلید اوردن و در رو باز کردن و همراشون بردن !

اصلا از کجا معلوم که اون سه هفته - یه ماهی که توی تابستون شمال بودیم و خونه خالی بود و برگشتیم دیدیم شیر اب دستشوئی رو انگار با سیم ظرفشوئی خواستن تمیز کنن و روش هزار تا خط و خوت افتاده و رنگش داغون شده و بقیه ی شیر الات سالم سالم بودن کار همین خانوم تمیززززززززز نباشه ؟

اصلا مگه میشه ادم در طی ۷ - ۸ ماه فقط سه بار جارو برقی روشن کرده باشه ؟ یا تو ماه رمضون وسط روز توی تابستون در حیاط رو باز بذاره تا خنک بشه ولی در مصرف برق اینقدر صرف جویی کنه و اصلا تلویزیون روشن نکنن با اینکه صداش تا ساعت یک شب میاد و اون قدر بگه و بگه تا ادمو مجبور کنه که بهش بگه باشه ۲ سوم پول برق سهم ما !

تازه منم همون اول کار بهشون گفتم که یه ابگرمکن اگه بگیرین راحت ترین اینجوری شاید ابگرمکن ما کفاف دو تا خانواده رو نده (و بیشتر منظورم این بود که اینجوری هزینه ی مصرف اب گرم تونو ما باید بدیم و میاد روی کنتور ما ) ولی ایشون گفتن که ما دستمون خالیه ! حالا چطور اینقدر دستشون باز شده که هم تقاضای کنتور برق میکنن هم خط جدید تلفن ؟؟؟

اون قدر غر زدم که خودم خسته شدم !

* اگه من ازش نپرسیده بودم خودش که نمیخواست لو بده رفته تو اتاق ! وقتی هم بهش گفتم من فقط ناراحت شدم که خونه مرتب نبوده میگه اشکالی نداره غریبه که نرفته من رفتم !!!!!!!!!

* شوهرم همون اول بهشون گفت که هزینه ی اب گرمی که توی قبض ما میاد مهمون ما و لازم نیست اونها چیزی بدن . ولی پر روئی هم حدی داره ! ابگرم کن مون دیواریه و تا ازش استفاده میشه روشن میشه . یه موقع هایی اون قدر روشن میمونه و هی روشن میشه که حتی شوهرمم میگه چه خبره ؟؟؟

* خانومه میگه من توی زمستون اصلا ماشین لباسشوئی روشن نمیکنم تموم لباسا رو با دست میشورم لباس زمستون که کثیف نمیشه ! ... دیگه نمیگه صدای شالاپ شلوپ شستشوش به همراه روشن شدن ابگرمکن خبر از مصرف اب زیاد و گاز اب گرمکن میده !

* همون اولی که اومده بودن من بهشون گفتم ایکاش بجای ۶ ماه شوهرم ازتون بیشتر وقت گرفته بود من میترسم که خونه مون تا ۶ ماه اماده نشه ... یهو یه جوری گفت نه دیگه ! بیشتر نباید بشه ...... بعد که دو میلیون اخر از پولمونو اماده نتونستن بکنن خودشون پیشنهاد کردن تا قبل از عید بمونیم ولی منت هم گذاشتن که ما که به شما وقت دادیم شما هم باید بهمون وقت بدین !!!!

* نمیدونم قبلا گفته بودم یا نه ! ما طبقه همکف نشستیم و صاحب خونه مون زیر زمین نشستن و ما که قبلا وسایل مون توی هر دو واحد چیده بود بعد از اومدن اونا یکم اوضاع نابسامانی پیدا کرد و زندگی از حالت عادیش خارج شد . جوری که توی اتاق خواب معمولا جایی برای نشستن نیست و بچه ها تموم کارا و خوابیدن و بازی کردن و درس خوندن شون رو توی هال انجام میدن . یعنی بازار شام !

* از وقتی که بهشون گفتیم نمیخواد اب مصرفی تونو بخرین (اب شرب اینجا بدمزه است) و بیاین اب تصفیه شده از ما بگیرین هر روز دارم میبینمش ! روزی ده لیتر !!! (طبیعیه این مقدار فقط برای خوردن و چایی ؟ خودش که میگه قبلا از اب شیرین برای پخت هم استفاده میکرده ولی الان نمیشه !!! )
دیگه موندم امروز وقتی اومد چطور خودمو معمولی نشون بدم !!!!

نتیجه گیری : مستاجران محترم موقع خروج از منزل در اتاق تونو قفل بفرمایید ! صاحب خونه ها معمولا یک کلید یدک برای خودشون کنار میذارن ! صاحب خونه ی ما که مجبور بود کلید رو از ما تحویل بگیره چون قبلش ما صاحب این خونه بودیم !

دلم میخواد زودتر برم و از خفت مستاجری دربیام !
خدا هیچ بنده ای رو گرفتار مستاجری نکنه و همه ی مستاجرا رو هر چه زودتر صاحب خونه کنه ....

(از وقتی یهو قالبم پرید تموم کدهای توی تنظیماتم هم غیب شد ! حتی امارگیرم ! یکی دو تاشو برگردوندم ولی بقیه اش رو یادم رفته از کجا گرفته بودم ! این اقای بلاگفا از وقتی حلقه دستش کرده دیگه ما رو گذاشته به امون خدا !)

چقدر غر زدم