سلام ...

بعضی نوحه ها چقدر دلخراشند ....
چه در ذهن ماندگار میشوند ....
هر چقدر هم تکرار میشوند تکراری نمیشوند ....

این همه آدم رفتند و نیامده اند؛ 
ولی فقط یک نفر است که رفت
 و هنوز هم در تاریخ دارند می‌گویند:‏
 نیامد ... نیامد ...
ای اهل حرم میر و علـــــــــــــــمدار نیامد‎ ...

* یه جا خوندم : 

آب را گِل نکنید

شاید از دور علمدارِ حسین


مشک طفلان بر دوش... زخم و خون بر اندام
می رسد تا که از این آب روان


پر کند مشک تهی
ببرد جرعه ی ابی برساند به حرم


تا علی اصغــر بی شیــر رباب
نفسش تازه شود و بخــوابد آرام...


آب را گِل نکنید

* یه جا نوشته بود : برادر یعنی عباس ......
* عزاداری هاتون قبول ....
* چقدر دلتنگ اینجام .......


* از این به بعد تاسوعا در ذهن فامیل ماندگار شد با رفتنش ....
خاله ی رنجور من ....
ای کاش به من نگفته بودن که یکی دو روز اخر که حالش خیلی بد بود و تو رختخواب بود ، وقتی نه میتونست حرف بزنه و نه کسی رو میشناخت ، یهو ناله میزد یا حسین ....... 
همش یاد اون سالها و خرج دادن های ظهر عاشوراشون می افتم که معمولا خونه ی خاله بودیم ....
دیگه تو مراسما خاله ای نیست که از شدت گریه و ناراحتی ضعف بکنه ....
دیگه خاله کوچیکه ی مهربون من بهم زنگ نمیزنه و حال کل خانوادمو نمیپرسه و به دونه دونه شون سلام نمیرسونه ....

دیگه بعد از رفتنش زنگ های تلفن منو به وحشت نمیندازه .....
بدی غربت اینه که نه لحظه ی مرگ اقوام کنارشونی نه اونا لحظه ی مرگت کنارتن ......
چقدر تلخه دلت جایی باشه و نتونی تن ات رو به اونجا برسونی ...
چقدر بده دوری .....