نی نی خزنده !!!
سلام
تو خونه ی ما ، وظیفه ها مشخصه
! وظیفه ی من رفت و روب
و بشور بساب
و پخت و پز
و بچه داری
و خونه داری و ........
اقای خونه هم
!
بچه ها هم بریز و بپاش و خراب کاری
! البته پسرم چند وظیفه ی دیگه هم داره که اونها ، نجات نی نی از جا های خطر ناک ...
اوردن وسایلی که حال بلند شدن و اوردنش رو نداریم ... در اوردن شکلک های گاه وحشت ناک برای خندوندن نی نی !![]()
نی نی
هم اونقدر از ادا های داداشش می خنده که گاهی به سکسکه می افته و ما هم داداش رو ( مختصری
) دعوا میکنیم !
پسر من که کلاس سومه و یه روز که تازه درس جانوران رو یاد گرفته بود
در حالی که کنار خواهر کوچولوش نشسته بود و براش شکلک در می اورد
و اونو می خندوند ، صدام کرد : مامان ! ریحانه خزنده است ؟ اخه موقع حرکت شکمش روی زمین کشیده میشه !!!!
در افشانی :
۱- نی نی ما اون موقع سینه خیز میرفت ولی تازه یاد گرفته چهار دست و پا میره ! !
۲ - حدود ۱۱ روز مهمون داشتم ! اونم خانواده ی شوهر گرامی ! تازه اون ها به محض ورود مبتلا به انفولانزا
شدن و
حالا هی سرفه و عطسه و اخ و توووووووووف !!!!!
۳ - هیچ چیز برای مامان یه نی نی عذاب اور تر از این نیست که پی پی
نی نی رو با مشقت زیاد ( و گاهی با ناخن !
) بشوره و با سلیقه تمام اونو پوشک بپوشه .... و ۱۰ دقیقه بعد ٬
دوباره بوی ترشی لیته از نی نی بلند شه !![]()
۴ - نمی دونم این صدا و سیما فیلم کمدی دیگه ای نداره که هر وقت روز جشن و عید و میلادی میشه یکی از شبکه ها فیلم (( عشق شیشه ای )) پخش می کنه !!!
۵ - وای که دیشب از دست نی نی ذله شدیم !
داشتیم خیر سرمون تلویزیون نگاه می کردیم و جای شما خالی تخمه می شکوندیم ٬ که این بچه هی اومد تخمه رو ریخت ... هی پوست تخمه رو پاشید .... دیگه دیدیم این طوری نمیشه بشقاب تخمه رو ٬ رو دست گرفتیم و در ارتفاع یک متری نگه داشتیم و باز هم نی نی ازمون اویزون بود .....
۶ - .... فعلا یادم نیست ... تا بعد
نی نی کوچولوها روز به روز بزرگتر میشن و مامان و بابا ها روز به روز پیر تر ... عمر مثل باد میگذره و از جوونی مون فقط عکسها و نوشته هاست که به یادگار میمونه ...